حكومت حكومت .

حكومت

مريتوكراسي

يا سزاوار سالاري، حكومتي است كه توسط سزاوارترين و محق‌ترين افراد اداره مي‌شود؛ در اين نظام حكومتي گروه‌هايي ايجاد مي‌شوند كه بر اساس توانايي و دانش افراد در آن زمينه و مشاركت شان در جامعه شكل گرفته‌اند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۴۰:۰۹ توسط:ياور موضوع:

كراتوكراسي

يا قدرت سالاري، حكومتي است كه توسط قدرتمندان اداره مي‌شود؛ در اين نظام حكومتي آنهايي كه از قدرت كافي برخوردارند تا بتوانند با نيروي جسمي و فيزيكي يا حيله‌گري، قدرت را در دست بگيرند و بر ديگران فائق شوند، در راس امور قرار مي‌گيرند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۹:۳۶ توسط:ياور موضوع:

جينيوكراسي

يا نخبه سالاري، حكومتي است كه توسط باهوش‌ترين و نخبه‌ترين افراد اداره مي‌شود؛ در اين نظام حكومتي ويژگي‌هايي همچون خلاقيت، نوآوري، هوش و خرد براي كساني كه مي‌خواهند در مناصب حكومتي حضور داشته باشند ضروري است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۸:۵۹ توسط:ياور موضوع:

آريستوكراسي

يا اشراف سالاري، حكومتي است كه به دست عده‌اي از شهروندان نخبه خود اداره مي‌شود؛ در اين نظام حكومتي، شخصي كه به اداره كشور مي‌پردازد خود از طبقه اشراف است. اين اشرافيت هم بستگي به خاندان فرد و تولد وي در خانواده‌اي اشرافي دارد. يك آريستوكراسي حكومتي است از بهترين مردم. آريستوكراسي با اصالت خانوادگي تفاوت دارد. در اصالت خانوادگي فقط يك خاندان بر كشور حكومت مي‌كنند ولي در آريستوكراسي چندين خاندان اشرافي به اين كار مبادرت مي‌ورزند و هر يك از ايشان مي‌توانند رويكرد متفاوتي را در اداره كشور اتخاذ كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۸:۲۰ توسط:ياور موضوع:

دسته‌بندي بر اساس شايسته سالاري

حكومتي كه بر اساس شايسته سالاري شكل گرفته‌است به‌طور سنتي به دست عده‌اي معدود از بهترين افراد آن جامعه اداره و سازمان دهي مي‌شود، بدون هيچ گونه دخالتي از سوي اكثريت افراد جامعه، اين گروه كوچك معمولاً خصيصه‌هاي مشتركي را با هم در اشتراك دارند. شكل مخالف و متضاد حكومت شايسته سالار، ناشايسته سالاري يا پخمه سالاري است (يا كاكيستوكراسي كه در آن حكومت به دست گروهي كوچك از بدترين مردم آن جامعه اداره مي‌شود). در ادامه به تعريف و توضيح چند مدل از حكومت‌هاي مبتني بر شايسته سالاري مي‌پردازيم:


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۷:۴۴ توسط:ياور موضوع:

انواع حكومت با توجه به ويژگي‌هاي مرتبط

توصيف حكومت مي‌تواند بر اساس اين ويژگي‌هاي زير باشد:


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۷:۰۹ توسط:ياور موضوع:

اشكال منطقي حكومت

فيلسوف كلاسيك يونان، افلاطون دربارهٔ پنج شكل نظام‌هاي سياسي بحث مي‌كند. اين پنج شكل، اشراف سالاري (آريستوكراسي)، مالك سالاري (تيموكراسي)، شايسته سالاري (اوليگارشي)، مردم سالاري (دموكراسي) و استبداد مي‌باشند. افلاطون هر شخصي را به يكي از اين نظام‌ها وصل مي‌كند تا بتواند منظور خود را بهتر روشن كند. براي مثال مرد ستمگر نماينده رژيم استبدادي است. اين پنج رژيم به تدريج به ترتيب از بالا كه آريستوكراسي است تا پايين كه استبداد است روندي رو به انحطاط خواهند داشت.

در كتاب جمهوري، در جايي كه افلاطون وقت بسياري را بر سر توصيف نظريات سقراط در يك مكالمه مي‌گذارد، در انتهاي بحث به اين نتيجه مي‌رسد كه در واقعيت چهار نوع رژيم سياسي وجود دارند و سعي دارند جاي يكديگر را بگيرند: تيموكراسي، اوليگارشي، دموكراسي و استبداد (كه حكومت مطلقه هم خوانده مي‌شود)


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۶:۳۴ توسط:ياور موضوع:

طبقه‌بندي حكومت

در علم سياست، مدت‌ها هدف انديشمندان اين بوده‌است كه بتوانند سياست را طبقه‌بندي و تيپ شناسي كنند، چرا كه اين دسته‌بندي نظام‌هاي سياسي تاكنون به گونه‌اي واضح و صريح صورت نگرفته‌است.[۸] اين امر به ويژه در رشته‌هاي سياست تطبيقي و روابط بين‌الملل در علم سياست اهميت بسيار مي‌يابد.

در بدايت امر، معرفي نوعي از حكومت به نظر آسان مي‌رسد، چرا كه تمام انواع حكومت‌ها شكل‌هايي رسمي دارند. ايالات متحده يك جمهوري فدرال است، در حالي كه اتحاد جماهير شوروي سابق يك جمهوري سوسياليستي بود. با اين وجود تعريف و معرفي كردن نظام‌هاي سياسي با بررسي يك نمونه آن‌ها نمي‌تواند علمي تلقي شود و آن گونه كه كوپستين و ليچباخ بحث مي‌كنند اين تعاريف مي‌توانند غلط‌انداز باشند.[۹] براي مثال، انتخابات، يك شاخصهٔ اصلي در تعريف دموكراسي است، اما در عمل انتخاباتي كه در اتحاد جماهير شوروي سابق برگزار مي‌شد، آزادانه و منصفانه نبودند و در يك حكومت تك حزبي انجام مي‌يافت؛ بنابراين طبق بسياري از طبقه‌بندي‌هاي علم سياست نمي‌توان آن نظام را دموكراتيك در نظر گرفت.

پيچيدگي ديگر، اين است كه تعداد بسياري از نظام‌هاي سياسي از جنبش‌هاي اجتماعي-اقتصادي نشأت گرفته‌اند و وقتي اين جنبش‌ها به قدرت رسيده‌اند و حكومت را در دست گرفته‌اند، احزاب مشاركت جسته در آن جنبش‌ها، خود را با توجه به نام آن جنبش نام گذاري كرده‌اند؛ و بسياري از اين‌ها شايد از نظر ايدئولوژي سياسي نظراتي يكسان يا مشابه داشته باشند. تجربه‌اي كه اين جنبش‌ها بعد از رسيدن به قدرت از خود به جاي گذاشته‌اند و اصرار شديد آن‌ها براي تشكيل يك حكومت منحصربه‌فرد، مي‌تواند باعث اين شود كه ايشان خودشان را گونه‌اي خاص و جديد از حكومت در نظر بگيرند.

يك پيچيدگي مهم‌تر در اين زمينه اين است كه اجماعي عمومي بر سر واژه‌ها و نهادهاي به كار گرفته در حكومت‌ها و كشورهاي متفاوت وجود ندارد و البته اين به خاطر طبيعت خود سياست در دوران مدرن است. براي مثال: معناي محافظه‌كاري در ايالات متحده اشتراك كمي با معناي اين واژه در نقاط ديگر دنيا دارد. همان‌طور كه ريبوفو (۲۰۱۱) نيز اشاره مي‌كند: آنچه كه امريكاييان امروزه آن را محافظه‌كاري مي‌نامند در اكثر دنيا ليبراليسم يا نئوليبراليسم ناميده مي‌شود.[۱۰] از دهه ۱۹۵۰ محافظه‌كاري در ايالت متحده ارتباطي شديد و تنگاتنگ با حزب جمهوري‌خواه اين كشور دارد. با اين وجود در دوران تبعيض نژادي بسياري از ايالت‌هاي دموكرات جنوبي خود را محافظه كار مي‌دانستند و نقشي كليدي را در ائتلاف محافظه كاران كه كنگره را در سال‌هاي ۱۹۳۷ تا ۱۹۶۳ اداره مي‌كرد، بازي كردند


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۵:۴۷ توسط:ياور موضوع:

واژه شناسي

واژه حكومت از ريشه عربي حكم مي‌آيد كه به معني قضاوت كردن و دستور دادن و داوري كردن و همين‌طور جلوگيري كردن و دهنه زدن به اسب است. اين واژه با واژه حكمت به معني دانايي نيز هم‌ريشه است.[۴]

حكومت در زبان انگليسي Government ناميده مي‌شود. اين واژه ريشه در ساليان دور دارد و در انگلستان قرون وسطي، فرانسه باستان و يونان باستان رواج داشته‌است. ريشه اين، hCi به كلمه يوناني آن بازمي‌گردد و از انشقاق چند كلمه مجزا تشكيل شده‌است.[۵] در بريتانيا (و بسياري از ديگر كشورهاي جهان كه از نظام سياسي اين كشور تأثير پذيرفته‌اند)، اين واژه به شاخه اجرايي و قوه مجريه دولت نيز به‌طور خاص اطلاق مي‌شود،[۶] اين مفهوم بريتانيايي از Government معادل اما مفهوم آمريكايي Administration است كه در آمريكا به قوه مجريه آن اشاره دارد. در آمريكا واژه Government به نظامي گسترده‌تر نظر دارد كه تحت آن كشور مورد سازمان‌دهي و اداره قرار مي‌گيرد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۵:۰۸ توسط:ياور موضوع:

حكومت

حكومت نظامي است كه تحت آن يك كشور يا يك اجتماع اداره مي‌شوند.[۱] حكومت ابزاري است كه به وسيله آن سياست‌هاي دولت مورد اعمال واقع مي‌شوند و همين‌طور اين نهاد خود سياست گذار و تعيين‌كننده راهبردهاي پيش روي كشور است. نوع حكومت و شكلي كه كشور با آن اداره مي‌شود، به نظام‌هاي سياسي مختلف و نهادها و ابزارهايي بستگي دارد كه مورد استفاده ايشان قرار مي‌گيرد. اين نهاد معمولاً از سه بخش يا قوه تشكيل مي‌شود: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه.

تمام كشورها با حكومت‌هايي كه از پي هم مي‌آيند، اداره مي‌شوند.[۲] هر حكومتي كه جايگزين حكومت ديگر مي‌شود متشكل از بدنه‌اي از افراد است كه تصميمات سياسي را اتخاذ كرده و بر اجراي آن‌ها نظارت دارند. كاركرد ايشان اين است كه قوانين را ايجاد كرده و آن‌ها را عملي سازند و در مواقع اختلافات و درگيري‌ها ميان طرفين دعوا داوري كنند. در بعضي از جوامع، اين حكومت‌ها به گونه‌اي ابدي يا موروثي كنترل امور را در دست دارند. در ديگر جوامع كه دموكراسي در آن‌ها نقش به سزايي دارد، نقش‌هاي سياسي در جاي خود باقي مي‌مانند اما جا به جايي در ميان افرادي است كه در اين نقش‌ها و موقعيت‌ها قرار مي‌گيرند.[۳]

حكومت به هر شكلي كه وجود داشته باشد بر تمام فعاليت‌هاي شهروندان به طرق بسيار مهمي تأثير گذار است. به همين دليل، دانشمندان علم سياست عموماً بحث مي‌كنند كه حكومت نبايد به تنهايي مورد مطالعه قرار بگيرد، بلكه اين مطالعه بايد به همراه مطالعه انسان‌شناسي، اقتصاد، تاريخ، فلسفه، علم و جامعه‌شناسي باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۳۳:۴۲ توسط:ياور موضوع: